به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ آذرماه سال گذشته و همزمان با اتمام حکم انتصاب دو ساله مدیر «گروه مطالعات منطقهای» دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، جلسهای تشکیل شده و در این جلسه درباره انتخاب مدیر جدید این گروه آموزشی رایگیری به عمل آمد و مطابق آرای اعضای گروه مطالعات منطقهای، احمد دوست محمدی 8 رای از مجموع 13 رای ماخوذه را به خود اختصاص داد و الهه کولایی که در دوره قبل به عنوان مدیر این گروه منصوب شده بود، تنها 5 رای را به خود اختصاص داد. هرچند طبق آرای اخذشده همگان منتظر انتصاب احمد دوست محمدی به عنوان مدیر گروه آموزشی مطالعات منطقهای بودند، با این حال محمود نیلی احمدآبادی رئیس دانشگاه تهران در اقدامی عجیب و برخلاف روال معمول، حکم الهه کولایی استاد اصلاحطلب را به عنوان مدیر گروه تمدید کرده و وی برای دو سال آینده بر این مسند خواهد نشست.

همین موضوع بهانهای شد تا با احمد دوست محمدی دانشیار گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران گفتگویی انجام داده و به موضوعات روز دانشگاهی همچون موضوع درآمدزایی دانشگاهها، دانشگاههای کارآفرین، اهمیت مقالات ISI و چندین موضوع دیگر بپردازیم که متن این گفتگو در ادامه آمده است:
آقای دکتر دوست محمدی با توجه به اینکه شما در آمریکا تحصیل کردید، سوال من از شما این است که دانشگاههای ما به چه سمتوسویی در حال حرکت است؟ بعضی از اساتید میگویند که دولت باید صفر تا صد هزینه دانشگاه را متقبل شود و دخالت سیاسی در دانشگاه نداشته باشد، از طرفی بعضی دیگر از اساتید هستند که با نگاه لیبرالی میگویند دانشگاه باید هزینههای خود را بدون کمک از دولت بدست آورد و البته نگاه دولت فعلی نیز همین است که خود دانشگاه باید تولید درآمد داشته باشد. در حال حاضر در آمریکا وضعیت درآمد دانشگاه چگونه است؟
پاسخ: اولاً اینکه مدیریت کلان وزارت علوم باید در کنترل دولت مرکزی باشد که شکی در آن نیست، ما نمیتوانیم بگوییم که دانشگاه آزاد و مستقل داریم بلکه اینها باید در چارچوب قانون اساسی قرار بگیرند و فعالیت کنند؛ ولی اینکه دولت، دانشگاه را چگونه مدیریت کند، مقوله دیگری است. به نظر من مهم نیست که به چه شیوهای اداره شود، مهم آن است که دانشگاه چه تولیداتی خصوصا در حوزه علوم انسانی وعلوم سیاسی دارد. دانشگاه در آن جایی که با انسان سروکار دارد و انسان دانشمند، ژورنالیست، محقق و... را تولید میکند، باید کنترل شده باشد. اینگونه نیست که استاد دانشگاه ماهیانه از دولت و نظام حقوق بگیرد و بعد به کلیت نظام هم هتاکی کند! دولت نسبت به نسل کنونی و نسلهای آینده مسئولیت دارد تا انسانها را تربیت کند تا آیندهی نظام را تضمین کنند و به خوبی به اداره کشور بپردازند. البته من اعتقاد دارم که نظام اداری ما کلاً ضعیف است و به نظر من، ما نیاز به یک انقلاب اداری داریم، برای اینکه این فساد اداری دامن مدیریت کشور را گرفته است. با این حال ما در عرصههای علمی و نظامی پیشرفت چشمگیری داشتیم و جزء برترین های منطقه و جهان هستیم.
آقای روحانی چندی قبل گفتند «من به دانشگاهی که کارآفرین باشد، بیشتر اهمیت می دهم»، به نظر شما این به معنای سر باز زدن از آن نگاه انسانسازی که دانشگاه دارد، است؟
پاسخ: خیر، اینگونه نیست. ما اگر در مجلات و سایتهای علمی خودمان تولیداتی داشته باشیم، خیلی بهتر است و دانشگاهی که درآمد داشته باشد وضعیت بهتری نیز دارد. آقای روحانی اخیراً هم درباره علم دینی و غیردینی صحبتهایی داشتند که واقعا تعجببرانگیز بود!

اخیراً بنده یکسری تحقیقاتی با عنوان «استعمار علمی» انجام دادم و آنقدر که دانشگاههای ما تأکید بر مقالات ISI دارند، آیا در کشورهایی مثل آمریکا ISI به این شدت جایگاه ویژه ای دارد یا خیر؟!
پاسخ: بالاخره یکسری شاخصها و سنجههایی در حوزه علمی در همه کشورها وجود دارد، چرا که مقاله تولیدی باید قابل رقابت باشد و آن مقالهای که برتر است باید به حق خودش برسد! البته ما در علوم انسانی به مقالات آمریکایی نمیتوانیم استناد داشته باشیم، چون که ما و آنها دارای دو دیدگاه متفاوتی هستیم.
در حوزه فنی و مهندسی ما یکسری مقالاتی داریم که در ISI منتشر می شود و در حوزه داخلی از آنها استفاده نمی شود، ولی کشورهای پیشرفته غربی از آن بهترین استفاده را می کنند. آیا سازوکاری در داخل نمی توانیم راه اندازی کنیم تا این مقالات را کاربردی کنند؟
پاسخ: من معتقدم در حوزه علوم انسانی می توانیم یک ISI ملی با معیارهای ایرانی تولید شود، آن مقالاتی که ما در حوزه علوم انسانی می نویسیم، مبانی تفکری ما با آنان فرق می کند و در نتیجه این مقالات ما را در مجلات ISI چاپ نمی کنند! با قطعیت می توانم بگویم که 90درصد مقالات تولیدی ما در حوزه علوم سیاسی در خدمت نظام نیستند!
آیا این ایراد از اساتید ماست یا کلا آموزش عالی نقص دارد؟
پاسخ: سیستم ارزیابی و کنترل وزارت علوم مشکل دارد.
آیا پس از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی، ما توانستیم به جایگاه مناسبی در حوزه آموزش عالی دست یابیم؟!
پاسخ: در حوزه علوم انسانی و سیاسی به توفیقاتی دست نیافتیم. علت این است که عده ای خواستند برای اسلامیسازی علوم انسانی، آن را به برخی بسپارند که همان افراد در حوزه های دیگر مشغول فعالیت شدیدی بودند و نتوانستند مدیریت دقیقی بر علوم انسانی داشته باشند. مبنای تفکری علوم انسانی بومی در کشور وجود دارد، فقط نیاز به یک مدیریت قوی چندین ساله دارد که اساتید در این زمینه کار کنند. علت موفقیت آمریکایی ها در دنیا این است که تمام کارهایشان از روی تحقیق و مبنای علمی است.
آیا شما پیشرفتی از مجموعه شورای تحول علوم انسانی مشاهده کردید؟
پاسخ: یکی از کارهای عجیب شورا این بود که گروه مطالعات منطقه ای را حذف کردند و بدون آنکه با ما مشورت داشته باشند! در آمریکا و اروپا 13 گرایش مطالعات منطقه ای وجود دارد که متخصصین در این حوزه را پرورش می دهند. عده ای در شورای تحول علوم انسانی هستند که کلا از مطالعات منطقه ای اطلاعاتی ندارند و به دنبال حذف آن هستند که ما به آنها توجه نکردیم و به تدریس این دروس خود می پردازیم.



